تبليغاتX
فرشه لکستان
---چو ایران نباشد لکستان مباد-----فرشه کلمه ای لکی به معنای پرتو-درخشش

برگرفته از: تذکرة الاولیای عطار نیشابوری

از روی نسخه ی تصحیح شده ی نیکلسون

این وصفی از عارف بزرگ شیخ ممشاد دینوری (رض) از عارفان بزرگ قوم لک

دینور از توابع استان کرمانشاه از مناطق لک نشین می باشد و مردم آنجا با زبان لکی سخن می گویند

برای ادامه ی مطلب کلیک کنید

 http://lavanen.blogfa.com/page/kohdasht.aspx

       

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 13:11  توسط تاویر  | 

آویاری زل کردن=نی را آبیاری کردن

کنایه از کار بیهوده کرده کردن است چون از آبیاری نی هیچ ثمر و بری به دست نمی آید

۲-ار پلنگ پوس خاص بویا وکول سای وژیره مه مه ن =اگر پوست پلنگ خوب بود بر تن صاحبش باقی می ماند

کنایه از کشته شدن کسی یا چیزی بدلبل آن چیزی که دارد و بدان فخر می فروشد

۳-ارا نه هواردن چه زر و چه سنگ=برای آنکه مصرف نمی کند بین زر و سنگ تفاوتی نیست

۴-او دروزنه ،ای په رو زن =این دروغ می گوید و آن دیگر تو جیه اش می کند

برای ادامه مطلب کلیک کنید

http://lavanen.blogfa.com/page/zabanzad.aspx

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 11:2  توسط تاویر  |