چو ایران نباشد تن من مباد ---فه رشه کلمه ای لکی به معنای پرتو-درخشش
 

آیا کوهدشت منطقه ی ویژه می شود؟

 

کشکان:

 

لرستان-کوهدشت

 

 

به گزارش کشکان در حال حاضر جذب سرمایه گذاری در استان لرستان در پایین ترین سطح ممکن قرار دارد. یکی از راهکارهای جذب سرمایه‌ گذاری در لرستان و شهر کوهدشت این است که “منطقه ویژه اقتصادی” ایجاد شود.

مهمترین مزیت یک منطقه ویژه اقتصادی در “آزادی از قوانین گمرکی و عواضی پرداختی و معافیت های بخش تولید” است. همین مزیت باعث می شود افراد سرمایه دار از این تسهیلات برای سرمایه گذاری و ایجاد و توسعه فعالیت اقتصادی خود استفاده کنند. بر اساس قانون مناطق ویژه اقتصادی، این مناطق جزء قلمرو گمرکی کشور محسوب نمی شوند و مبادلات بازرگانی آنها با خارج از کشور و یا با سایر مناطق آزاد و ویژه، مشمول محدودیت ها و ممنوعیت های مقررات واردات و صادرات نمی شود.این مناطق از حقوق گمرکی و کلیه عوارض بازرگانی ورود و صدور تحت هر عنوانی معاف می باشند.

همین که کوهدشت به عنوان منطقه ویژه اقتصادی مطرح شود؛ دولت را ملزم خواهد کرد که راه ترانزیت و حمل و نقل این منطقه را به نزدیکترین گمرک (مثلا مرز مهران یا قصر شیرین) در سریع ترین زمان ممکن ایجاد کند. این کار می تواند تسریع کننده ایده مدیران اجرایی باشد که پیگیر خط راه آهن خرم آباد؛ کوهدشت؛ ایلام ؛ مهران هستند.

ایجاد منطقه ویژه اقتصادی در کوهدشت می تواند تکنولوژی جدید، اشتغال جدید و توان صادرات را برای این منطقه حاصل کند، که توسعه ی صنعتی شهر کوهدشت و شهرهای همجوار را در پی خواهد داشت. گذشته از مزیت های اقتصادی که شامل حال شهرستان کوهدشت و مناطق همجوار می شود؛ فقط همین اسم “منطقه ویژه” موجب خواهد شد که املاک و زمین های کشاورزی کوهدشت رونق اقتصادی بسیار بالایی بگیرد.

یکی از نکات مثبت “کوهدشت” این است که تا بحال هیچکدام از شهرستانهای اطراف عنوان “منطقه ویژه” را دریافت نکرده اند.

زلزله در شهر درب گنبد

 

 

حوالی ساعت 18 و15 دقیقه ی امروز زلزله ای به بزرگی 3.1 ریشتر شهر درب گنبد از توابع کوهدشت را لرزاند

هنوز از خسارات و تلفات احتمالی خبری به دست نیامده است

آیا باید مرگ کشکان را بپذیریم؟

 

شنیده می شود که آثار کم آبی با خشک شدن بخشی از رودخانه ی کشکان در پلدختر چهره ی پلشت خود را به نمایش گذارده است

راستی بدون آب چه می توان کرد؟

تصورش هم دردناک است تا چه رسد به اینکه در موقعیت آن قرار بگیریم

روزی داریوش هخامنش مهمترین دعای خود را دوری مردم ایران از گزند خشکسالی بیان می دارد پس این درد ،تاریخی است و باید نگرانش بود

به امید آنکه کاسوکان زنده بماند

ای دا نه زایه(خاطره ای از شهید علیمردان آزادبخت)

 

 

مــــــــــیرملاس:

                                                        ای دا نه زایه(از مادر نزاییده)

 

 

 

 

j(3)

 

شهید علیمردان آزادبخت / میرملاس نیوز:

 

سال۶۴ منطقه در بندیخان بعد از ظهر یک روز پا ییزی هوای نسبتاٌ سرد بود .با اسبی که از نیروهی تیپ انصار الحسین همدان زمان جابجایی برایمان مانده بود. اوقات فراغت  در اطراف دریاچه در بندیخان گشت و گذاری میزدم. امروز تنها بودم تعدادی لباس چرک را بردم کنار دریاچه برای شستن و اسب را هم کناری بستم شستن لباسها تمام نشده بود که دو نفر به طرفم می آمدند. نزدیک که شدند یکی را شناختم حمید آزادی بود. فرمانده وقت گردان محبین با جوانی نسبتاٌ بلند قد باصورتی گند می...

ادامه نوشته

آوایی اهورایی از اعماق قرون/ یادی از عینعلی تیموری

 

کـــــــــــــشکان:

۱aav19nhla1058

مهدی زینی/ کشکان: «هوره» آوازیست بی ساز و بر آمده از اعماق تاریخ زاگرس نشینان که احساسات پاک وهمنوع دوستی مردمان دیار لک نشین را فریاد می زند. این آوای اهورایی و آسمانی توسط مردمان لک زبان در مواقع محتلف غم وشادی و قرار گرفتن در نقاط مرتفع و غرور آفرین کوه ها و بزم آرایی و گذراندن زمستان های سرد و شب نشینی های گروهی، اجرا می شود.جدیدا برخی خوانندگان لک زبان آن را با ساز می خوانند. آنچه صرفا هوره نامیده می شود مختص مردمان لک زبان

ادامه نوشته

(تصاویر) قوی‌ترین مرد در عصر ناصرالدین‌شاه

 

 

 

(تصاویر) قوی‌ترین مرد ایران در عصر ناصرالدین‌شاه

 حاج ابراهیم یزدی معروف به يزدي بزرگ، پهلوان اول ایران و دارالخلافه قاجار در عصر ناصرالدین شاه بود که به فرمان او از یزد به تهران آمد و پس شکست حریفان...

ادامه نوشته

گفتگو با اسد الله آزادبخت

 

چندی است جناب اسدالله آزادبخت سکاندار ریاست ارشاد کامیاران است . اسد از افرادی است که سخت پایبند به نگاهداشت فرهنگ مادری است. در شهری که کوچکترین خبر بر بنر و بیلبوردها ی بزرگ در گوشه و کنار شهر نقش می بندد اما رفتن اسد به دیار کامیاران ، با سکوت همراه بود و تنها خبرهای کوتاه معدود سایت ها منعکس کننده ی آن بود مدتها بود می خواتسیم در موردش بنگاریم اما شوربختانه مشکلات بلاگفا این اجازه را نداد اکنون گفتگوی(وت و وه ش) اسد با« سایت شاهو خبر »را فرصتی پنداشتیم تا یادی بکنیم از این همتبار ارجمندمان و  نقش برجسته اشان در فرهنگ و زبان مادری امان رابه خاطر بیاوریم

اسدالله آزادبخت

شاهو خبر:دلایل عدیده ایی برای تعطیلی انجمن ها وجود دارد، از جمله بها ندادن به هنر و هنرمند است و ازهمه مهم تر نبود اعتبارات کافی برای کار در این وادی.آشتی دادن هنرمندان با بی مهری هایی که به آنان در گذشته شده کاری سخت اما دست یافتنی است که امیدوارم به مشت آید.

به گزارش شاهو خبر، در غروب پاییزی کامیاران، میهمانان جشنواره منطقه شعر کوردی "پرژه" تک به تک یا گروهی به فرهنگسرای ارشاد می آمدند تا چند شب و روز را در این شهر شناخته شده و ناشناخته بگذرانند و در جشنواره ایی که بعد از سالها شاعران کورد را با هر سبک و قالبی و با هر نوع تفکر و اندیشه ایی به دور هم جمع می نمود شرکت نمایند. با ورود شاعران منتخب شهر کوهدشت و گروه موسیقی که از این شهر که در لرستان لهجه لکی را به خوبی از گزند روزگاران حفظ نموده اند، اتاق های مهمانسرای فرهنگسرا جنب و جوشی به خود گرفته بود و در این میان حضور شاعر لکی سرا "اسدالله آزادبخت" خود غنیمتی بود و نعمتی؛ چرا که وی هم موسیقی لکی ولری را می شناسد و هم سال های مدیدی است که در خدمت شعر لکی در لرستان بوده و اشعار وی از چنان استواری و موسیقی لبریز است که تو گویی بلوط های کوهپایه های اطراف کوهدشت را به ساز و آوازی میهمان است...، وحال روزگار چرخنده بعد از 3 سال دوباره اسدالله آزادبخت را به شهر کامیاران گسیل داشته و این بار نه در کسوت شاعری میهمان، که خود میزبان شده، ریاست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی این شهر را بر عهده دارد؛ گرچه انتخاب وی از سوی مدیرکل استان به عنوان رئیس ارشاد کامیاران مخالفت های زیادی را به دنبال داشت، اما برعکس نظر ودیدگاه مسئولین و سیاسیون، بیشتر هنرمندان از این انتخاب زیرکانه خرسندند، زیرا بالاخره کرسی ریاست اداره فرهنگ و ارشاد به کسی سپرده شد که خود از جنس هنر، فرهنگ و ارشاد است و می دانست "هنر برتر از گوهر آمد پدید" و می داند که "هنرمند هر جا رود قدر بیند و بر صدر نشیند" و خواهد دانست که " این شهر بدون هنرمندان، نویسندگان و دلسوختگان فرهنگی، برهوتی بیش نخواهد بود". برای آشنایی بیشتر با این فرهیخته دیار کوهدشت، گفت و گویی با وی انجام داده ایم که می آید:

شاهو خبر: "اسدالله آزادبخت" در دیار لکستان و لرستان، نامِ آشنایی است و چندین سال است که در کُردستان نیز رنگ و بوی شعر شما را مردمان این دیار حس می کنند، اما به مانند همه گفت و گوها تقاضا داریم خود را برای کاربران و خوانندگان ما معرفی نمایید؟

آزادبخت: درلابه لای درختان بلوط زاگرس و در سایه سار دیوارهای کاه گلی شهر کوهدشت به دنیا آمدم؛ درآن دوران اطراف شهر را درختان بلوط فراگرفته و کوهدشت به قدری کوچک بود که همه همدیگر را می شناختند، بدین گونه و در چنین فضایی بزرگ شدن را پابه پای کودکیم همراه شدم. پدرم از جمله هنرمندان شهر بود و الحان زیبا و نیکویی داشت؛ در آوان کودکی با موسیقی آشنا شدم و حس هنر مرا به وادی فرهنگ و هنر کشانید.

شاهو خبر: ظاهرا همراه تجربه و یادگیری هنر، با شروع جنگ تحمیلی تحصیل و تجربه را رها کرده و به دفاع از وطن برخاسته ای؟

آزادبخت: هنر روح را تلطیف کرده و انواع حس ها را در وجود زنده داشته، جلا بخشیده و مانند عارفی به پیش می کشد، از وادی هنر به صفای دفاع از وطن کشیده شدم و با شروع جنگ تحمیلی عازم جبهه شدم؛ در عملیات های فراوانی حضور داشتم و تجارب جنگی را نیز به خوبی هنر فرا گرفتم به گونه ایی که مفتخر شده و در عملیاتی برون مرزی شرکت داشتم؛

شاهو خبر: در طی مدتی که در جبهه های دفاع بر علیه بعثیون حضور داشتی قطعا زخم هایی برداشته ایی.

آزادبخت: از افتخاراتی که در دفاع از کیان اسلامی به دست آورده ام مجروحیت در 3 عملیات است و به جانبازی برای اسلام و میهن نائل شدم. هنوز شَکَر دفاع از ایران اسلامی را با مجروحیتم حس می کنم و به آن دلخوشم.

شاهو خبر: بعد از پایان جنگ تحمیلی آیا تحصیلات خود را ادامه دادی؟

آزادبخت: با پایان دفاع مقدس وارد تربیت معلم شده و در رشته مورد علاقه ام به تحصیل ادامه دادم، ادبیات را دوست داشتم و به آن عشق می ورزیدم، شعر را تجربه کرده و سرایش آن را الهامی آسمانی می دانستم و تا به امروز این الهام را به همراه دارم؛ سال ها در روستاهای دور و نزدیک آموختم و آموزش دادم و با مردمان دیارم زیستم که کنون را به گذشته پیوند داده و آینده را بسرایم.

شاهو خبر: در مدت حضورتان به عنوان معلم در روستاهای زاگرس، آیا کار علمی یا عملی نیز انجام دادید؟

آزادبخت: فرهنگ مجموعه ای از آداب و رسوم هر منطقه و ملتی است که از اخلاق گرفته تا علم را تحت تاثیر خود قرار می دهد، من نیز به فرهنگ عشق می ورزیدم و به تحقیق و تفحص درباره مسائل بومی، فرهنگ شناسی و فرهنگ شناختی، سرگذشت بزرگان منطقه و... پرداختم که ماحصل آن چندین مجموعه است که تاکنون به علت های مختلفی نتوانسته ام به طبع برسانم.

شاهو خبر: از همان ابتدای سرایش شعر در محافل شعری نام آشنایی برای دوستداران شعر لکی بوده اید، شعر را چگونه هنری یافتید؟

آزادبخت: شعر را برای مردمانم می سرودم و دوست داشتم که این سرایش را تقدیمشان دارم، به خصوص به زبان مادری شعر سرودن جهانی از درون را همراه چشمانت به چرخش در می آورد تا تجربه را دوچندان تجربه نمایی، رنگ ها را در کلمات بیابی و ریتم را به ساز کلمات بسپاری...؛برای مطرح شدن کارهایم زحمات فراوانی کشیدم، لذا در برنامه های مختلفی اعم از رادیو وتلویزیون، همایش و جشنواره ها و... به عنوان مفسر، محقق،شاعر و پژوهشگر حضور می یافتم و حاصل کارم را تقدیم می نمودم.

شاهو خبر: در جشنواره های شعر قطعا حضور فعالی داشته اید؟

آزادبخت: همان گونه که گفتم به شعر عشق می ورزیدم و با لهجه "لکی" شعر می سرودم، در جشنواره های زیادی شرکت جستم و مقام و منزلت فراوانی کسب نمودم و در واقع بر اساس همین هنر خدادادی مرهون محبت های مسئولین فرهنگ وارشادکردستان قرار گرفته و به خدمت در این نهاد مفتخر شدم.

شاهو خبر: آیا برای کار در عرصه فرهنگ و ارشاد و به خصوص خدمت در شهری چون کامیاران اهدافی از قبل داشته ایی؟

آزادبخت: شهر کامیاران برای من نوستالژی درونی است، زیرا اولین حضورم در عرصه شعر کردستان و شناخت بزرگان ادبیات و شعر کوردی از همین شهر و با جشنواره پرژه شروع شد، کامیاران دارای پتانسیل فرهنگی و ادبی است که اگر به آن بها داده شود در آتیه بزرگانی را به شعر و ادبیات امروز تقدیم خواهد نمود؛ در تمام سالیان تحقیقم سرچشمه ایی گمشده مرا به خود فرا می خواند که همیشه به سرابی ختم می شد، اما با حضور در کردستان این سرچشمه را یافتم و به حقیقت این گفته مقام معظم رهبری رسیدم که فرمودند"کردستان یک استان فرهنگی است".

شاهو خبر:این سرچشمه ایی که یافته اید تاثیرات خود را بروز داده است؟

آزادبخت: احساسم براین بود که اگر با ادبیات کردستان بیشتر آشنا شوم و ادیبان کُرد را بشناسم و در خدمت این دو طیف باشم می توانم داشته هایم را پربارتر نمایم، زیرا علاقه وافری به فرهنگ و هنر کردستان دارم و خویش را تافته ایی جدا می دانستم که به بافته خود رسیده ام.

شاهو خبر: اینک که رئیس اداره فرهنگ و ارشاد کامیاران هستید رابطه تان با هنرمندان و ادیبان این شهر چگونه است؟

آزادبخت: ارتباط صمیمی دیروز حال به گُل نشسته و روابط بسیار گرم و تنگاتنگی با همه هنرمندان از تمام طیف ها دارم، به دور از هرگونه تکلف با هنرمندان، شعرا و نویسندگان کار می کنم و ماحصل این ارتباطات بازگشایی انجمن های تابعه اداره ارشاد بعد از سال ها تعطیلی است، به گونه ایی که فرهنگسرای ارشاد دوباره رنگ هنر را به خود می بیند.

شاهو خبر: دلایل فراوانی باعث به تعطیلی کشاندن انجمن های شهر کامیاران شد، امیدواری که دوباره ارمغان همان تنگناها تعطیلی نباشد؟

آزادبخت:دلایل عدیده ایی برای تعطیلی انجمن ها وجود دارد، از جمله بها ندادن به هنر و هنرمند است و ازهمه مهم تر نبود اعتبارات کافی برای کار در این وادی. همچنین ظاهرا در شهر کامیاران مسئولین نهادها و ادارات کمترین رابطه را با این افراد دارند، درحالی که هنرمند باید در صدر نشیند و مورد دلجویی و موافقت قرار گیرد. آشتی دادن هنرمندان با بی مهری هایی که به آنان در گذشته شده کاری سخت اما دست یافتنی است که امیدوارم به مشت آید.

شاهو خبر: برای سروسامان دادن به وضع فرهنگ و هنر چه برنامه هایی در نظر دارید؟

آزادبخت: تا به حال چندین جلسه با اعضای انجمن های مختلف برگزار شده و مدیر کل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی برنامه ها و نگاه ویژه ایی برای کامیاران دارد، در صورت تامین شدن اعتبارات لازم ، همدلی و همکاری همه هنرمندان و نویسندگان شهر در آتیه نزدیک همایش ها، جشنواره ها و... استانی و منطقه ایی بسیاری را در کامیاران شاهد خواهیم بود.

شاهو خبر:آیا جشنواره خاصی در نظر دارید که برگزار شود؟

آزادبخت: در ابتدا سعی مجموعه اداره فرهنگ و ارشاد کامیاران بر این است که دومین جشنواره شعر کوردی"پرژه" را برگزار نماییم، جشنواره هایی در زمینه معرفی موسیقی محلی و بومی کامیاران برگزار خواهد شدو برنامه ریزی شده است که جشنواره عکس آیینی دوباره برگزار شده و نیز هر پیشنهادی که انجمن ها داشته باشند را به سرانجام برسانیم.

شاهو خبر: در پاسخ به پرسش پایانی بگویید که تاچه اندازه به مطالبات هنرمندان بها خواهید داد؟

آزادبخت: هنرمندان و نویسندگان مطالبات به حقی دارند که باید در خور شان و شخصیت این افراد برآورده گردد؛ بها دادن به آثار این عزیزان سرلوحه کارها و امور ماست و برای معرفی خود و اثرهایشان با تمام توان در خدمت آنان هستیم. امیدوارم صرفا تاثیرپذیر نباشیم و تاثیر گذاری را نیز تجربه نماییم.

شاهو خبر: با تشکر که وقت خود را در اختیار سایت تحلیلی خبری شاهو خبر نهادید.

گفت وگو: احمدفاتحی

 

فرهنگ و ادبيات بومي پشتوانه‌‌اي توانمند براي ادبيات ملي

 

 

سیمره:

 

seymare seymare

به بهانه‌ي برگزاري نخستين همايش ملي بررسي ادبيات بومي (ايران‌زمين)
ده سال پيش (آبان‌ماه 1383) در سرمقاله‌ي شماره‌ي 10 سيمره به مناسبت برگزاري نخستين جشنواره‌ي موسيقي «مور و هور» كه با استقبال خوبي روبه‌رو شد، نوشتيم:
«فرهنگ به مجموعه‌ي آداب، رسوم، علوم، معارف و هنرهاي يك قوم گفته مي‌شود. مجموعه‌ي خرده‌فرهنگ‌ها باعث به‌وجود آمدن فرهنگ يك ملت مي‌شود. دقت به فرهنگ يك قوم يا ملت ما را بدين نكته رهنمون مي‌نمايد كه فرهنگ ملي يك كشور ريشه در فرهنگ‌هاي بومي آن دارد، يعني در واقع «محل‌ها و محلي‌ها» باعث به‌وجود‌آمدن يك ملت با فرهنگ خاص مي‌شوند.»

هم‌چنين در نخستين همايش ادبيات بومي لرستان كه به همت حوزه‌ي هنري لرستان برگزار شد، بنده نيز جزء داوران علمي اين همايش بودم. در آن همايش پيشنهاد دادم تا آن‌گونه كه درس جغرافياي استان‌ها در هر استان در مدارس تدريس مي‌شود، درسي به نام « ادبيات بومي» براي هر استان‌ طراحي و تدوين شود تا دانش‌آموزان علاوه بر آشنايي با مفاخر ادبي، فرهنگي ملي با مفاخر بومي خويش نيز آشنا شوند. بايد گفت تا اين موضوع پايه‌اي و ريشه‌اي در مدارس تدريس نشود و براي حفظ  و نگه‌داري آن تلاش‌هاي اين‌چنيني انجام نگيرد راه به جايي نخواهيم برد. خوش‌بختانه آقاي دكتر ذوالفقاري، استاد دانشگاه تربيت مدرس تهران، خبر از راه‌اندازي ادبيات بومي در دانشگاه‌  را داد كه اين خبر مي‌تواند در صورت عملي‌شدن گامي عملي در راستاي توجه ويژه به فرهنگ و ادبيات بومي كشورمان باشد.
مي‌دانيم كه فرهنگ عوام در زبان فارسي برابر واژه‌ي بين‌المللي فولكلور است. فولكلور نيز واژه‌اي است مركب از دو جزء يكي Folk و ديگري Lore و معني آن دانش عوام است. در زبان فارسي فولكلور را «فرهنگ عامه» و «فرهنگ عوام» و «دانش عوام» ترجمه كرده‌اند. مرحوم هدايت‌ آن را «فرهنگ توده» خوانده است.
فرهنگ مجموعه ميراث‌هاي معنوي يك قوم اعم از آن چه محصول عقل و ادراك يا زاده‌ي ذوق و عاطفه‌ي ايشان باشد. (ص 36 ادبيات عاميانه‌ي ايران به كوشش دكتر حسن ذوالفقاري)
ناگزير بايد بپذيريم كه فرهنگ بومي در حكم مادر و ريشه‌اي است براي فرهنگ ملي، بديهي است كه اگر براي بالندگي و نگه‌داري از فرهنگ‌هاي بومي و محلي كوشش و تلاش فراوان نشود، فرهنگ ملي يك كشور دچار نقصان و نسيان خواهد شد و البته كه براي حفظ و پويايي هر فرهنگ نخستين قدم، شناخت صحيح و جامع و روشن از آن فرهنگ است.
فرهنگ هر قوم داراي اجزا و عناصري است كه ادبيات يكي از اين اجزا و عناصر مي‌باشد. ادبيات به گونه‌هاي مختلفي در يك جامعه شكل مي‌گيرد. گونه‌اي از اين ادبيات، ادبيات شفاهي است.
ادبيات شفاهي سينه به سينه و نسل به نسل به آيندگان منتقل مي‌شود. اين روزها كه به عصر انفجار اطلاعات مشهور است، فرصت براي انتقال ادبيات و فرهنگ عامه به نسل‌هاي كنوني بسيار اندك است. نبايد گذاشت تا اين گنجينه‌ي ارزشمند و ناشناخته در برابر اين‌گونه تهديدها رنگ ببازند. ادبيات عامه از شاخه‌هاي پر برگ و بار ايران زمين است. به جرئت مي‌توان گفت بسياري از آثار گران‌سنگ و كلاسيك ما بر پايه‌ي همين ادبيات عامه شكل‌ گرفته است. اگر نامه‌ي باستان( شاه‌نامه‌ي) حكيم فردوسي تا كنون از گزند باد و باران در امان مانده‌است يكي از دلايلش اين است كه پايه و مايه‌ و استخوان‌بندي آن را ادبيات عاميانه صورت مي‌دهد.
به ديگر سخن ادبيات عامه در يك جريان رئاليستي قرار دارد كه پايه‌هاي زندگي واقعي ما را تقويت مي‌كند. يعني ما را از آن حالت انزوا و گوشه‌نشيني و عالم هپروت نجات مي‌دهد. ادبيات عاميانه در متن زندگي جاري است كه واقعيت‌گرايي و عقل‌گرايي  را تقويت مي‌كند. امروزه ما به يك نگاه جديد نياز داريم و ادبيات بومي، اين نگاه را در ما تقويت مي‌كند.
در روزگاري كه هجوم فرهنگ‌هاي بيگانه نسل امروز ما را تهديد مي‌كند ما نياز داريم به فرهنگ خودي برگرديم كه اين موضوع با شعار حل نمي‌شود بلكه عمل مي‌خواهد و بس. امروزه‌ ما مسئول هستيم و وظيفه داريم تا فرهنگ و ادبيات بومي خود را براي نسل‌هاي آينده حفظ و نگه‌داريم. فرهنگ بومي بهترين جايگزين براي فرهنگ‌هاي بيگانه است. براي نمونه در بحث استفاده از ظرفيت و توان بالاي گويش‌هاي ايران زمين در راستاي تقويت زبان ملي مي‌توان از اين گنچينه‌هاي و ظرفيت‌ها به نحو مناسب و شايسته‌اي بهره‌برد به ويژه در بحث معادل‌سازي واژه‌هاي بيگانه به خوبي مي‌شود از گويش‌هاي محلي بهره‌برد؛ چيزي كه تا به امروز مغفول مانده است.
به هر روي سرچشمه‌ي همه‌ي هنرها و دانش‌ها مردم‌اند و اين دو در ميان مردم پديد آمده است. ضرورت انتقال هنر و ادب عوام به نسل‌هاي بعدي، امروزه بيش از هر زمان ديگري احساس مي‌شود.
لزوم و ضرورت گردآوري فرهنگ مردم براي نسل‌هاي كنوني و آينده امري بديهي و روشن است. در اصل 15 قانون اساسي نيز بر توجه به زبان و فرهنگ ساير نقاط كشورمان تاكيد شده‌است.
زنده‌يادصادق هدايت از نخستين پژوهشگراني بود كه با صداي رسا فرياد زد:« آن‌چه مردم كوچه و بازار و دهات و ايلات و غيره به عنوان شوخي و مزاح و پند و اندرز و ديگر گفت‌وگوهاي روزمره‌ي خود مي‌گويند، گنجينه‌اي است بسيار پرارزش كه بايستي درباره‌ي آن‌ها دقت و تحقيق بسيار كرد.»
با اين كه شاهنامه در رديف شاه‌كاري‌هاي ادبي‌مان شمرده مي‌شود اما از سوي ديگر توجه فوق‌العاده‌ي عامه‌ي مردم به اين اثر سترگ نيز قابل انكار يا چشم‌پوشي نيست. اين انس و الفت فوق‌العاده‌ي مردم با اين‌گونه آثار از كجا سرچشمه گرفته است؟ علت اين است كه حماسه‌ي ملي اگرچه لباس ادب رسمي بر تن كرده است اما محتواي آن را بايد در ادب عوام شمرد. سرّ توفيق فردوسي در آن است كه مطلبي را براي سرودن انتخاب كرده كه در خاطر مردم زنده مانده بود و زنده مي‌ماند. وي مترجم احساسات و شور و هيجاني بود كه خون مردم را در عرقشان به جوش مي‌‌آورد. در حقيقت فردوسي زبان گوياي مردم شده است.
كوتاه سخن آن كه برگزاري نخستين همايش ملي ادبيات بومي( ايران زمين) در لرستان را بايد به فال نيك گرفت. اميدواريم توجه به گنجينه‌ي ارزشمند فرهنگ و ادب بومي در يك روز و يك همايش خلاصه نشود. دبيرخانه‌ي دايمي براي اين منظور تاسيس شود. صدا و سيما و رسانه‌هاي مجازي و مكتوب به ادبيات بومي توجه ويژه‌اي داشته باشند، آموزش و پرورش درسي به نام فرهنگ و ادبيات بومي را طراحي و تدوين كند تا در مدارس تدريس شود. نشريات به ويژه نشريات محلي به اين موضوع توجه و اهميت ويژه‌اي نشان دهند. براي نمونه ما از ابتداي انتشار سيمره ستون‌هاي مختلفي براي چاپ آثار بومي راه‌اندازي كرده‌ايم و تا كنون نيز اين روند ادامه دارد. از جمله: بومي سرود (اشعار لكي، لري، كردي و...) ضرب‌المثل، چل سرو، مقالات تخصصي درباره‌ي موسيقي بومي مور و هوره، فرهنگ عامه و ... در اين صورت مي‌شود قدم‌هاي مثبت و عملي در راستاي حفظ، اشاعه و معرفي فرهنگ قوي و ارزشمند بومي ايران زمين برداشت.

عســــــــــــــــــــــــــــــــــکری عالم

 

 

ســــــــــــــــــیمره:

 

 

 

seymare seymare

 *سعید عسکری‌عالم: نوشتن درباره‌ي « علی‌مردان عسکری‌عالم » سخت است. خصوصاً آن‌که مهر پدر و فرزندی نیز در میان باشد. سعی کرده‌ام دور از این مهر و با کنارزدن احساس نوشته‌ای درباره‌ی پدر بنویسم. امیدوارم مورد طبع بلند ایشان و خوانندگان فرهیخته قرار گیرد. دیگر این‌که در برخی جاها ایشان را به ضمیر مفرد خوانده‌ام نشئت گرفته از همان مهر فرزندی است که تا حدودی از این بابت در این نوشته راه یافته است.

علی‌مردان عسکری‌عالم در روستای «عالِم‌آباد » از توابع شهرستان الیشتر متولد شده است. روستایی در جنوب غربی این شهرستان، محصور میان درختان سر به فلک کشیده‌ی سپیدار که چون نگینی سبز در میان دشتی وسیع، خوش‌آب و هوا با رودخانه‌ای جاری و منشعب از رود «کهمان» که از کوه‌ استوار گرین سرچشمه می‌گیرد، قرار گرفته است. آن‌طور که پدر و مادر و بزرگان فامیل می‌گویند در اواخر شهریور ماه یا اوایل مهرماه به‌دنیا آمده است. در شناسنامه «بیست‌وچهارم شهریور 1328» قید گردیده است اما آن‌گونه که از نمادها و گاه‌شماری‌هایی در نسبت دادن تاریخ تولد هر نوزاد در میان ایلات و عشایر لرستان با یک اتفاق طبیعی و یا مرگ یکی از اقوام با مشاهده سنگ قبر یکی از بستگان پیداست، ایشان در شهریور 1330 به‌دنیا آمده است. گرچه به‌قول خودش چه تاریخ اول درست باشد و چه تاریخ دوم، هیچ توفیری به‌حال‌شان ندارد و هیچ اصراری بر مبنا قرار گرفتن این یا آن ندارند چرا که هرچه بوده گذشته و این نیز بگذرد.
دوران کودکی به‌گاه بهار و تابستان به بازی‌های کودکانه در میان مرغزار وسیع کنار آبادی جایی که گاوبازها و کولی‌ها اطراق می‌کردند و شنا در رودخانه‌ی خروشانِ...

ادامه نوشته

 

 

 
با آوردن قراین و نمونه‌های بیش‌تری از گویش لکی، می‌توان چنین نتیجه گرفت که تنبلیت همان تلمیت (= کجاوه، اسب آرایش‌شده برای نوعروسان) است. این واژه، امروزه در بین‌ گویش‌وران لک رواج دارد.
 
 

چکیده:
نگارنده ضمن بهره‌بردن از مطالب و مقالاتی که تاکنون درباره‌ی واژه‌ی تنبلیت در مجله‌ی رشد آموزش زبان و ادب فارسی نوشته شده با دو مورد از آن مقالات هم‌داستان و هم‌رای بوده، با آوردن قراین و نمونه‌های بیش‌تری از گویش لکی، می‌توان چنین نتیجه گرفت که تنبلیت همان تلمیت (= کجاوه، اسب آرایش‌شده برای نوعروسان) است. این واژه، امروزه در بین‌ گویش‌وران لک رواج دارد.
کلید‌واژه‌ها: تنبلیت، تملیت، تنبلید، تلمیت، گویش لکی



درباره‌ی واژه‌ی تنبلیت، پنج‌بار در نشریه‌ی رشد آموزش زبان و ادب فارسی، مقالاتی نوشته شده است که عبارتند از: مقاله‌ی آقای جعفری جوان‌بخت‌اول، سخنی درباره‌ی  واژه‌ی «تنبلیت» و یادکردی از استاد دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، ش‌61، ص‌58، توضیحی درباره‌ی واژه‌ی «تنبلیت»، ش‌ 65، ص‌22، نوشته‌ی آقای عطاءا... رشیدی، نظری دیگر درباره‌ی «تنبلیت» از آقای حسین جعفری، ش‌65،ص‌24، مقاله‌ی آقای گوهری، شاید هم «تلمیت»! ش67،ص‌61 و سرانجام مقاله‌ی آقای رسول کردی با نام درنگی مجدد بر واژه‌ی «تنبلیت»، ش‌107،ص‌15.
در مقاله‌ی نخست، نویسنده ضمن یادکردی از استاد شفیعی‌کدکنی می‌گوید: زمانی که تصمیم گرفتم «اسرارالتوحید» را دیگربار بخوانم، بر آن شدم تا با دقت و تعمیق در واژه‌ها فهرستی از لغات مرتبط با زادگاهم، سبزوار، را تهیه نمایم.»1
جوان‌بخت‌اول می‌افزاید: در «اسرارالتوحید» واژه‌ی تنبلیت، هفت‌بار و همه‌ی موارد در یک حکایت به کار رفته است.2 نویسنده با آوردن شاهد مثال‌هایی از لغت‌نامه‌های مهم فارسی و هم‌چنین توضیح استاد کدکنی درباره‌ی واژه‌ی تنبلیت نتیجه می‌گیرد که لغتِ تنبلیت...

 

 

unnamed1-400x248

 

منبع: سایت کشکان

واژه ی موسیقی بر گرفته از «موزیکا /  mousica» یونانی است. در زبان فارسی خنیا و فاعل آن را خنیاگر می گویند. در زبان اوستایی به صورت «هو نواک » آمده است که خود از دو جزء «هو» به معنای خوب و «نواک » به معنای نوا تشکیل شده است. و اما برای موسیقی تعاریف مختلف از سوی اهل فن ارائه گردیده است. بهترین تعریف شاید این باشد که: موسیقی هنری است که احساسات و خواسته های درونی و روانی آدمی را به وسیله ی آواها بیان می کند.

موسیقی از دید خاستگاه معنایی – کلامی و جایگاه اجتماعی به چندین شاخه تقسیم می شود ، از این میان آنچه مورد نظر ماست ، موسیقی آیینی مانند: موسیقی عرفانی یا صوفی گری و موسیقی عزا و عروسی است واز دیگاه اولویت ، کلام یا ساز در زمره ی موسیقی کلامی و از دیگاه کاربری در حیطه ی موسیقی رقص است. بنا بر این موسیقی آیینی و کلامی  و رقص مورد نظر است که ما ابیاتی را که در این نوع موسیقی توسط مردمان لک زبان ارائه می گردد و بسامدی در حد تامل   دارد ، مورد مداقه قرار می دهیم.

در زبان لکی واژه ای که هم معنی موسیقی یا آوا باشد ، واژه ی « ده نگ و دال»است که« دال» شکل تعییر یافته ی «تال» به معنای تار و اسم عام آلت موسیقی مانند کمانچه و تنبور است. البته  «ده نگ» به تنهایی بر«هوره» دلالت دارد. در برخی موارد هم «بیت وتن/ bet veten» یا «بیت خُنن/ bet khoanen» به کار برده می شود. گاهی «ساز» صرفا بر «سرنا» دلالت می کند.

ترانه های زیادی به زبان لکی...

نگاهی به اوضاع اجتماعی - سیاسی ‌خاندان ابوقداره

 

 

 
منبع: سیمره

 هزار نکته باریک‌تر ز مو این‌جاست          نه هر که سر بتراشد قلندری داند
حسين‌قلي‌خان فرزند حيدرعلي‌خان از پسران والي حسن‌خان فيلي، معاصر فتح‌علي‌شاه قاجار است. پس از مرگ حسن‌خان والي ميان فرزندانش بر سر تصدي مقام والي‌گري و تسلط بر پشت‌كوه نزاع و درگيري سختی روي داد و سه برادر به نام‌هاي حيدرعلي‌خان، عباس‌خان و علي‌خان با هم درگير شده و سرانجام با مداخله و وساطت حكومت مركزي ابتدا علي‌خان و سپس عباس‌خان به عنوان والي لرستان پشت‌كوه انتخاب شدند، اما نزاع و درگيري از بين نرفت و به تقسيم پشت‌كوه بين سه برادر انجاميد. حيدرعلي‌خان در ده بالا (حسين‌آباد بعدا= شهر ایلام) مستقر شد. علي‌خان دهلران و مناطق جنوبي ايلام فعلي را اشغال كرد و عباس‌خان نيز در مناطق مهران و منصورآباد مستقر شد. بدين صورت نواحي مختلف پشت‌كوه بين برادران به نام ولات ثلاثه تقسيم شد. تا آن‌که چندی بعد حیدرعلی‌خان بنا بر مصلحت حکومت مرکزی، به عنوان والی مطلق پشت‌کوه منصوب شد و نیز از سوی دولت مرکزی به درجه و منصب امیرتومانی (= ژنرالی) رسید.


حسين‌قلي‌خان فرزند بزرگ حيدرعلي‌خان زمانی عليه پدر خويش دست به اقداماتي زد و مجبور شد از خشم پدر به نواحي میان‌رودان پناه ببرد و در آن‌جا به صورت متواري...

می‌خواهم موزه‌ها را به خیابان‌ها بیاورم

 

 

 

منبع: سیــــــــــــــــــــمره
محمد حسین آزادبخت

دره ی شیرز موزه ی میراث زمین

امروزه در جهان برنامه ریزان و سیاستگزاران توسعه برای رونق بخشیدن به صنعت توریست به گردشگری با محوریت بازدید از پدیده های زمین شناسی اهمیت بسیار می دهند . بر همین اساس است که استاندار فهیم لرستان این ضرورت را دریافته است و لرستان را پایتخت ژئو توریسم ایران معرفی کرده است .
ژئوتوریسم (صنعت زمین گردشگری) مورد توجه بسیاری از گردشگران می باشد . طرفداران ژئوتوریسم تنها متخصصان و کارشناسان شناخت ناهمواری های زمین نیستند . بلکه گردشگران عادی و علاقه مندان به طبیعت نیز برای بازدید از پدیده های دیدنی ویژه زمین شناسی به این مکانها سفر میکنند . آنها به دنبال اهمیت وجودی این پدیده ها میگردند . این گردشگران می خواهند به راز...

دشنه در سینه ی دشت نکاریم

 

 

 

عکس

 منبع :سیـــــــــــــمره

هوشنگ آزادبخت

ما ایرانی ها، خصوصن لرستانی جماعت، عادتهای ناپسندی که داریم، کم نیستند. اینکه به فراخور،برای آنچه در اختیار داریم، قرب و منزلت قائل نیستیم. هیچ وقت نبوده ارزش داشته های خود را تا وجود دارند، بدانیم و تا در مشت هستند نه تنها اهمیت خاص خود را از دست می دهند، بلکه توقع نابجای مان سر بر آسمان می ساید و انتظار داریم، همه جوره در خدمت رسانی و تأمین نیازهای پر طمطراق ما بی کم و کاست به کار گرفته شوند. تا در تنگنا و عسرت قرار نگیریم، بر میزان حرمت و احترام بدانان افزوده نمی شود و به موازات آن ، قدر احسان و عافیت را نمی دانیم، مگر زمانی از کف بروند و یا به مصیبتی گرفتار گردیم.آن جاست که زانوی غم بغل می گیریم و آه و واویلا سر می دهیم و زمین...

باباطاهر لک

 

 

-بابا-طاهر-کجاست-۱۳۷۸۲۴۲۸۷۱

 

مهدی زینی/ کشکان: بابا طاهر لک از شعرا وعرفای معروف دوران سلجوقیان است . وی در اواسط قرن پنجم ه.ق می زیسته و از ساکنان جبال ایران است که تاثیر وی در عرفان و تصوف اسلامی مشهود است. در مورد زمان و مکان دقیق تولد این عارف و شاعر لک زبان وحدت گفتاری وجود ندارد.این امر به واسطه ی عزلت نشینی و زندگی درویشانه ی این شخصیت بزرگ لک زبان است . آنچه مسلم است در شهر همدان در گذشته ودر همان شهر دفن گردیده است .

قدیمیترین اثر مکتوبی که از این پیر ذکری به میان آورده است ، کتاب...

پیشگویی در بین مردم لک زبان

 

منبع: سایت کشکان

۲۰۱۰۰۸۲۱۱۵

چکیده:
مردمان لک زبان برای عبارت فارسی پیشگویی عمومن از واژه ی نوخت* استفاده می کنند که این واژه اغلب بار منفی پیشگویی را در بر دارد.از نوختهای مشهور می توان نوخت خان الماس را نام برد .بر خی از این نوختها توسط شاخوشین عارف لک زبان بیان شده است که درویش اجاق آنها را به نظم روایت نموده است. در این گفتار به برخی از این «نوختها »می پردازیم.
واژگان کلیدی: نوخت – شاخوشین – درویش اجاق _قوم لک_خان الماس_پیشگویی
مقدمه:
این نوشتار برآن است به موضوعی در احوال قوم لک بپردازد که تاکنون در مورد آن کمتر گفته شده، در حالیکه از اقبال بالایی در میان مردم لک برخوردار بوده است و اکنون نیز مورد توجه می باشد. در این دنیای ناشناخته که احاطه بر چند و چون وجودی اش بر عقل بشری گران می آید ،بلکه در اغلب موارد ناممکن می نماید و انسان تشنه شناخت را در خماری فرو می برد، هر از چندی کسانی بوده اند که دم از پیشگویی حوادثی در آینده زده ،که برای بشر جوینده ی حقیقت جالب و توجه برانگیز بوده است .قوم لک نیز از این موضوع مستثنی نبوده ، بلکه در موضوع پیشگویی ها دارای ویژگیهای ممتازی می باشد. جالب آنکه در میان قوم لک پیشگویان، زبان شعری را برای بیان آینده نگری خود برگزیده اند؛ زیرا زبانحال مردمان این دیار شعر و ترانه بوده و شعر در همه ی لحظات زندگی مردمان لک زبان حضوری برجسته داشته است.

پیشگویی چیست؟
پیشگویی در معنای لغوی یعنی از پیش گفتن. یعنی اتفاقات را قبل از وقوع گفتن. اختلاف این کلمه با پیش بینی ناچیز است و اغلب مترادف هم بکار میروند. اما پیش بینی بیشتر برای وقایع عمومی تر ، و پیشگویی بیشتر برای وقایع با مقیاس بزرگتر و مهمتر بکار میروند.
در زمانهای قدیم پیشگویی اغلب با علم اخترشناسی عجین شده بود و اکثر پیشگویان منجم نیز بوده اند. یا برعکس آن ، اکثر منجمان پیشگو بوده اند.
یعنی زمانی که قرار است این پروژه نتیجه بدهد، شرایط چگونه است، چه موانعی برای تحقق هدف وجود دارد و ما باید چه کارهایی انجام دهیم
پیشگویی در میان قوم لک:
اصولا ستاره شناسی و پیشگویی از آغاز تمدن بشر با زندگانی مردم همراه بوده است زیرا انسان ناکام و فانی از کهن ترین روزگار تاریخ در تکاپوی آنست که در تلخیهای زندگی اش پنجره ای به آینده بگشاید و سرنوشت خود را مشاهده کند.
همانطور که همه ی انسانها کنجکاوند که آینده اشان...

 


رئیس جمهور «اولاند» از کپی غار «پن دارک» دیدن کرد!

 

چه اهمیتی می دهند به کپی غارهای نقاشی شده اشان

آنگه چه کنند برای اصل غار ها

و اما

         مـــــــــــــــــــا چه کردیم برای

                        مــــــــــــــــــــــــــــــــــیرملاس؟

«دا» روژته  نوم روژه ل بو!

 

چیه هونه کز سیره مه کین دا؟ روژگار نمه تونی کزت بوینی .کزی تو شایمونی ای ایمه مه سینی

هیز گر سایرت بایجه ر سرمون .ایمرو روژ تونه هونه دسه ر زونی نه نیش!

هیز گر روژت وه شایی،هیز گر دیارته خیر،هیز گر تا دونیا وه کلنگیت هی گرن

چرا اینچنین اندوهناک و نگرانی مادر؟ روزگار جسارت آنرا ندارد ترا اندوهگین ببیند. اندوه تو شادی ما را می رباید

برخیز !سایبان ما شو. امروز روز توست . چنین دست به زانو منشین!

برخیز!روزت مبارک . برخیز خوشا به چنین دیداری،برخیز! تا دنیا به عظمتت برخیزد.

در سیزده بدر از طبیعت حفاظت کنیم

 

نگذاریم طبیعت ما اینچنین شود

 

پارچای لکی


منبع: لکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــنا

Untitled-1.jpg123 copy

 

پاچای لکی
"خوینت ارا گری خاسه"
پاچا وش: علی صفری ۸۰ ساله
نویسنده: محمد حسنی نیا
برگردان به لکی: علی کولیوندزاده


ئه سالل فره دویر ئه دوره راسان، پیایی بی گه ئه گنی َ روژگار و رنج بیوری ووژ هر منالونی و هناسی سرد بیتی . ئو کوفَ سرده مکیشیای .
روژی ئه روژل نون و توشهِ ئو قی و قه تار بستی ئو  کته ری تا بچو ارا لا فریشته خیر.
شاواره  زوی کت ئه  ری و چی و چی . ئه نوم ری پت بیتیه گرگه کا، گرگ سر ری ارن گرت و پرسیته: کابرا یه خیره؟ وری کوئه مچی؟
پیا وت: مچم ارا لا فریشته خیر تا بزانم ارا هر هناسیم سرد ئو نکم نا اُمید و رنجم بیورهَ؟
گرگ وت: ای سه منیش ئرزی دیرم ، هر وخت رسینه خزمت فریشته خیر ئرز منیش برسن تیه بی . بوش مه سالی یه گل گره موئم، درمون ئه درد گری منه چیه؟
 پیا وت: وه نوم چئملم موشمیه بی.
ئه دواره  کتیه ری و چی تا رسی و پت بیتیه پت ارواوی کا (کشاورز) ، ارواو پرسیتی: کابرا یه خیره وری کوئه مچی؟
پیا ریویار وت: مچم ارا لا فریشته خیر تا بزانم ارا هر هناسیم سرد ئو نکم نا اُمید و رنجم بیورهَ؟
ارواو وت: کا برا منیش ئرزی دیرم، اگر دیت وه بی بوشتی هر چی زحمته مکیشم ئه چپاله اژ زمینم خله (غله) خو سوز نمهی، میم بزونم ارا خله ام بیوره (بی نتیجه)؟
پیا وت: وه نوم چئملم موشمیه بی.
هم کته ری و چی و چی تا رسی وه شهره کلنگه ئو بی وه میمو (مهمان) حاکم شهر.
شو دوما شوم ئو دم تقه کردن، حاکم پرسیتی پیا خاس خیره؟ ئه کو هتینه؟ وری کوئه مچی؟
پیا وت: مچم ارا لا فریشته خیر تا بزانم ارا هر هناسه ام سرد ئو نکم نا اُمید و رنجم بیورهَ؟
حاکمیش وتی: ای سه منیش ئرزی دیرم، اگر دیت وه بی بوشتی، بوش شووئل (شب ها) قی و قه تار موئنم و ساز و برگ لشکر آماده مهم ارا مرافه. تا روژا ماو بتالا موئم و نمتونم بچمه مرافه ؟
پیا وت: وه نوم چئملم موشمیه بی.
پیا هم کته ری و چی و چی… تا آخر سر رسی ئه لا فریشته خیر. دوما حاوالپرسی  ، ئرز ووژ  ئه ویر چتی ئو ئرز گرگ و ارواو ئو حاکم وه فریشته رسونی !
فریشته هته جواو و وت: حاکم شهر ارا یه نمتونی بچو وه مرافه اگرد  دشمن و بتالا ماو  چوین پیا نیه ئو ژنئکه، ژنیش دلرحمن و خوشو نمای خوئنه کسی برشنن.
چپالی اژ زمینه ارواو گه خله سوز نمهی، گنجی ئه یاقوت و زمرووت (زمرد) هاتیه ژیره ره گه باید ایر آرتی  تا هم بوئه سای گنج و هم خله خو سوز بهه زمینه .
درمون درد گرگ گریش، میژین (مکیدن) خوئن بنی آئم ساعقلَ (آدم دیوانه)، چوین خوئن پیا نه زون (نادان) ئو ساعقل  ارا گری خاسه.
پیا ریوار پزگه ایر کیشته ئو کپنک کردیه کول و کلاش ایر کیشای و ویر ئه ولات ووژ کتیه ری.
هت ارا شهر کلنگه ئو چی وه خزمته حاکم. حاکم هته ورپیا ئو جواوه فریشته پرسیتی . پیایش حال و ماجرا اران وتی.
حاکم وت: ئیسگه گه فریشته خیر فرمایشت کردیه گه مه ژنم بوره مردی  بکه مه باواز و تو بو وه حاکم ئه ولات کلنگه .
پیا ئه جواو وتی: مه نمتونیم ار ایره بوسم چوین کاری دیرم . کتی ری و ئو چی.
رسی ئه لا پیا ارواو ئو جواو فریشته خیر رسونه بی.
ارواویش وت: ئیسگه گه هونسه بوس تا وه گرده یک گنجه ایراریم و بشت (سهم ات) بم.
پیا ئه جواو وتی: نمتونم ار ایره بوسم چوین کاری دیرم . هم کتی ری ئو چی.
هت و هت تا رسی ئه لا گرگ گر و جواو فریشته رسونه بی.
گرگ سر برده سیفا ئو وتیه پیا: فریشته خیر چه جواوه وه ووژت دای؟
پیا هناسی سردی کیشای ئو وت: ئی داد بی داد ئه کل ریه چم تا لا فریشته خیر ئو ئه ویرم چی  پرسیار (سوال) ووژم بپرسم ئو درمون درد ووژم بهم، ئه نهات و ئه آخر شریه ووژم .
گرگ وت: ئیسگه ووژت بوش! نه زون تر و ساعقل تر ئه تو کی هس؟
اسگه ئه جا پری ئو مل پیا سا عقل اشکونی ئو تا آخر خوئن میژیتی !

 

تفاوت بنز با پراید


جدید ترین قیمت های  اعلام شده از طرف ایران خودرو



دزد حرفه ای



                 

رزمنده ای که با پای برهنه رفت




 

خاطره ای از سردار شهید اسدمراد بالنگ به نقل از آقای سیدعلی نظریان

در یکی از پاتک های علیه رژیم بعث عراق در منطقه دربندی خان قبل از شروع کار با یک خودرو به تعداد رزمندگان پوتین مخصوص برف (چکمه ) که برای راحت تر شدن عبور رزمندگان از مناطق برف گیر به منطقه عملیاتی ارسال شده بود ، توزیع چکمه ها که به پایان رسید یکی از افراد به نشانه اعتراض به اینکه چکمه اندازه پایش نیست با مامور توزیع چکمه درگیر شد، پس از مشاهده این ماجرا توسط شهید اسدمراد بالنگ ، شهید چکمه هایش را به آن مرد داده و خودش با پای برهنه به ادامه نبرد رفتند.


 
  BLOGFA.COM